الملا فتح الله الكاشاني

9

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و در غير مهمات بلكه اكتفاء نمائيد در مهمات ضروريه خود و لهذا ذم حلاف فرموده در آيه لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ و بنا بر اين ان تبروا علة نهى باشد اى ( انهاكم عن ذلك ارادة بر كم و تقويكم و اصلاحكم بين الناس ) يعنى حقتعالى نهى كرد شما را از سوگند خوردن بر جميع امور بجهة اراده نيكوكارى و پرهيزكارى شما و اصلاح شما در ميان مردمان چه حلاف جرأة مىكند بر خدا و مجترئ نيكوكار و پرهيزكار نميباشد و موثوق به نيست در اصلاح ذات البين و از تأويل اول مستفاد مىشود كه هر گاه يمين متضمن ترك بر يا تقوى يا اصلاح باشد باطل خواهد بود و غير واجب العمل بمضمون آن و جايز خواهد بود مخالفت آن بدون حنث و وجوب كفاره و از تأويل ثانى مستفاد ميگردد نهى از كثرة يمين و اگر چه صادق باشد و در اين باب احاديث كثيره وارد شده انتهى كلامه و مؤيد تأويل اول است كه انس روايت كرده كه در بعضى غزوات ابو موسى اشعرى نزد پيغمبر ( ص ) آمد و مركوبى طلبيد تا بر آن سوار شود آن حضرت بجهة آنكه مشغول بود بامرى جواب او نميداد و او الحاح ميكرد رسول ( ص ) سوگند خورد كه ترا سوار نكنم ابو موسى بر خواست و برفت چون وقت ارتحال رسيد و هر يك به تهيه رفتن مشغول بودند آن حضرت ابو موسى را ديد كه جايى نشسته و بساز رفتن اشتغال نمينمايد فرمود اى ابو موسى چرا به تهيه رفتن مشغول نميشوى گفت يا رسول اللَّه مركوب ندارم و تو سوگند خوردهء كه مرا سوار نكنى فرمود اكنون سوگند ميخورم كه تو را سوار كنم پس وى را چهار پايى داد و مصداق قول ثانى است كه عثمان بن عيسى از ابى ايوب خزاز روايت كرده كه از ابى عبد اللَّه ( ع ) شنيدم كه ميفرمود لا تحلفوا باللَّه صادقين و لا كاذبين فانه يقول سبحانه * ( وَلا تَجْعَلُوا اللَّه عُرْضَةً لأَيْمانِكُمْ ) * و اين قول مرويست از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم و بعد از آن بيان اقسام قسم مىكند بقوله * ( لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّه ) * مؤاخذه نكند خدا شما را * ( بِاللَّغْوِ ) * به بيهوده كه واقع شود * ( فِي أَيْمانِكُمْ ) * در سوگندهاى لغو شما و بقول حنفى سوگند لغو آن است كه كسى بر چيزى قسم ياد كند بمظنه آنكه راست ميگويد و خلاف آن ظاهر شود و شافعى لغو آن را داند كه بى اختيار بر زبان كسى صادر شود بتعجيل يا بر طريق عادت كه ( لا و اللَّه و بلى و اللَّه ) و وى را در آن قصد سوگند نباشد و اين موافق مذهب اماميه است چنان كه بيايد حاصل كه در يمين لغو كفاره نيست و خدا بر آن مؤاخذه نكند * ( وَلكِنْ يُؤاخِذُكُمْ ) * و لكن مؤاخذه مىكند شما را * ( بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ ) * به آنچه كسب كند دلهاى شما و بعمد و قصد سوگند خوريد يعنى در اينقسم حانث ميشويد و مستحق عقوبت ميگرديد و كفاره آن بر شما لازم مىشود و بيان كفارهء آن در سورهء مائده مذكور است * ( وَاللَّه غَفُورٌ ) * و خدا آمرزنده است بنده را بيمين لغو و